سخنرانی در جمع اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر

دکتر علیرضا زاکانی نماینده سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در جمع اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر در روز دوشنبه ۳ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ به بیان اهم آسیب‌ها و چالش‌های چهل سالگی جمهوری اسلامی ایران تحت عنوان “مارپیچ انحطاط” و راه‌های مواجهه با آن پرداخت.

ایشان در این ابتدای نشست ضمن دسته‌بندی چالش‌ها به چهار دسته اشکالات بنیادی، معضلات خواص، معضلات عمومی جامعه و معضلات کشور، هر دسته را زیربنای دسته دیگر دانست و اشاره داشت که مشکلات موجود به صورت دومینو وار عمل کرده و یکی پدیدآورنده دیگری است. ایشان در توضیح دسته اول مشکلات بیان داشت: «برخی از مشکلات موجود، اشکالات بنیادی هستند. این دسته از مشکلات عبارتند از تفکر و نظامات ناکارآمد غربی، دنیاگرایی و مقام پرستی، خواب آلودگی، جو زدگی و سطحی شدن انقلابیون»

وی ادامه داد: «دسته‌ی دیگر مشکلات که محصول دسته‌ی اول می‌باشند مربوط به خواص جامعه می‌شود. امروز برخی از خواص دچار اشرافیت سیاسی بوده و با سرمستی نوکیسه‌گان مواجهه‌ایم که این خود موجب فساد (اعم از اقتصادی، اداری و…) می‌شود. وقتی مسئولین و خواص جامعه‌ای دچار اشرافیت و فساد باشند بدیهی است که بی‌تدبیری و بد عملی ایجاد می‌گردد.»

دکتر زاکانی ضمن بیان دسته‌ی سوم مشکلات تحت عنوان معضلات عمومی جامعه گفت: «اشرافیت، فساد و بی‌تدبیری با خود تنگناهای معیشتی، فقر و رکود را به همراه دارد و حاصل فقر همانگونه که امیر المومنین در حدیث “از دری که فقر وارد شود از در دیگر دین و ایمان خارج میشود.” اشاره کرده‌اند ولنگاری فکری، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است. فقر و رکود از سویی و مشاهده ولنگاری‌های عرصه‌های مختلف از سوی دیگر موجب می‌شود نخبگان جامعه و عموم مردم دچار سرخوردگی و ناامیدی از آینده شوند که این سرخوردگی و ناامیدی کاهش اعتماد عمومی را در پی دارد.»

وی از دسته‌ی چهارم مشکلات به عنوان معضلات کشور یاد کرده و گفت: «افراطی‌گری، نظم گریزی و قانون‌شکنی اولین پیامد مشکلات ذکر شده است که مثال‌هایی از آن را در نوع رفتار دراویش در ماه‌های گذشته و یا مواجهه جریان انحرافی با اعمال قانون در خصوص مجرمین مشاهده می‌کنیم. کندی پیشرفت کشور و رکود علمی دومین معضل است که آمارهای پیشرفت علمی کشور گواه این مسئله می‌باشند و مقام معظم رهبری(حفظه الله) نیز بارها در خصوص آن تذکر داده‌اند و در نهایت حاصل مشکلات ذکر شده در صورتی که بدان‌ها رسیدگی نشود گسست‌های نسلی، قومی، مذهبی و دولت – ملت خواهد بود.»


دکتر زاکانی در ادامه این نشست به چهار مدل مواجهه با مارپیچ انحطاط اشاره کردند: «مدل اول “تائید وضعیت موجود و پافشاری بر ادامه روند کنونی” است که این یا از سر بی‌عقلی و سفاهت است و یا از سر هوشمندی و دشمنی.»

وی نوع دوم مواجهه را “پیشنهاد بر هم زدن وضع موجود خارج از روال عقلانی و قانونی” دانست و اشاره کرد: «این نوع از مواجهه که امروزه آقای احمدی نژاد در پیش گرفته است یا از سر بی‌عقلی و سفاهت است یا از سر هوشمندی و دشمنی یا از سر افراطی‌گری احساسی و سطحی بودن است.»

دکتر زکانی نوع سوم مواجهه را “به حراج گذاشتن داشته‎‌های مکتبی و ملی و بازگشت از نیمه راه و انتخاب تحجر به جای پیشرفت” دانسته و اشاره داشتند: «کسانی که این را انتخاب می‌کنند عرق دینی و ملی نداشته و نسبت به توانایی‌های کشور آگاهی ندارند. این دسته از افراد یا نفوذی دشمنی هستند و یا دچار خستگی مفرط شده‌اند و مرعوب و مفتون غرب گشته‌اند.»

ایشان راه صحیح مواجهه با مارپیچ انحطاط را “ادامه هوشمندانه راه فرارو و تاکید بر نقاط قوت و توانمندی‌ها و مبارزه بی‌امان با پلشتی‌ها و کاستی‌ها” دانسته و بیان داشتند: «تنها این راه است که می‌تواند ما را با عبور دادن از مشکلات و موانع به آرمان‌ها رسانده و موجب سربلندی ایران و اسلام گردد.»

در بخش انتهایی نشست دکتر زاکانی با اشاره به کنشگران انقلاب اسلامی بیان داشتند: «کنشگران انقلاب اسلامی را می‌توان در سه سطح رهبری، نخبگان و خواص و عموم مردم دسته بندی کرد. به نظر بنده رهبری معظم انقلاب آنجا که می‌بایست بگویند و انجام دهند گفته‌اند و کرده‌اند. عموم مردم نیز در غالب مواقع به تکلیف خود عمل کرده‌اند اما آنجا که عموم مردم دچار اشتباه شده‌اند زمانی بوده که نخبگان و خواص جامعه دچار غفلت و عقب ماندگی از غافله انقلاب گشته‌اند.»

ایشان ضمن دسته‌بندی نخبگان جامعه فرمودند: «نخبگان را می‌توان به دو دسته مسئول و غیر مسئول (نخبگان فرهنگی، سیاسی، علمی و…) تقسیم کرد. نخبگان انتخابی خود به دو دسته تقسیم می‌شوند گروهی از این نخبگان از سوی مردم و با رای مستقیم آن‌ها انتخاب شده و گروهی نیز توسط رهبری و با رای غیر مستقیم مردم (بدین معنا که مردم خبرگان را انتخاب کرده، خبرگان رهبری را انتخاب کرده و رهبری برخی از مسئولین را انتخاب می‌کنند.) انتخاب می‌شوند. مسئولینی که توسط رهبری منصوب می‌شوند را نیز می‌توان به دو دسته لشکری(فرماندهان دفاعی) و کشوری(مسئولین ردهای مختلف همچون صدا و سیما، قوه قضاییه و…) تقسیم کرد. تفاوت این دو دسته در نحوه‌ی مدیریت رهبری می‌باشد. سران لشکری پس از انتصاب مستقیما توسط رهبری معظم انقلاب با جلسات منظم هفتگی رصد و مدیریت می‌شوند اما مسئولان کشوری مطابق سازوکارهای مشخص در سازمان مربوطه به انجام وظیفه پرداخته و به صورت ماهیانه یا بعضا چند ماه یکبار طی جلساتی با رهبری خطوط کلی را تنظیم کرده و گزارش عملکرد ارائه می‌کنند.»

در انتها دکتر زاکانی اشاره داشتند که اگر قرار است اتفاقی بیفتد و مارپیچ انحطاط با آن نوع از مواجهه که بیان گردید حل گردد نخبگان جامعه بایستی از خواب برخیزند و با قدرت و همت در راه اصلاح گام برداشته و جامعه را نیز با خود همراه سازند.

بدون دیدگاه


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *