سیاهی‌های فتنه

فتنه اصغر و اکبر، تشابه‎‎ها و تفاوت‎‎‎های دو رخداد تلخ و درس‌آموز

تاریخ آینه تمام‌نمای راه امروز و آینده‎ای است که با تغییر افراد و میزان نقش‌آفرینی هر یک در جبهه‌بندی‎‎‎های دوگانه حق و باطل تکرار خواهد شد و بدون شک درس‎‎ها و عبرت‎‎‎های گذشته، چراغ روشنی در مسیر فرارو خواهد بود تا دگربار از سوراخی گزیده شده دوباره نیش نخوریم و در سایه لطف الهی به سرمنزل مقصود برسیم.  بیش از نیم‌قرن از شروع انقلاب اسلامی و ۳۵ سال از پیروزی آن می‎گذرد و راه طی شده با فراز و نشیب‎‎ها و نقش‌آفرینی افراد و گروه‎‎ها در آن، امروز در مرحله‎ای حساس و ویژه قرار گرفته است و تجربه‌اندوزی و عبرت‌آموزی از رخداد‎‎های گذشته انتظار زیادی نیست تا افراد حاضر در جامعه موفق به انجام آن نشوند، از این منظر در سالگرد ۱۸ تیر ۱۳۷۸ به واکاوی اجمالی دو حادثه این روز و فتنه سال ۱۳۸۸ می‎پردازیم و بخشی از مشترکات و تفاوت‎‎‎های این دو را مرور می‌کنیم.

الف) برخی ویژگی‎‎‎های مشترک این دو  رخداد

  سناریوی هر دو ماجرا کاملا مشابه بود، عناصرجریان تجدیدنظرطلب برای توفیق در بالا بردن سطح کسب مطالبات غیرقانونی خویش با سناریوسازی و نگاه ابزاری به دانشجویان و مردم، با زمان‌سنجی دقیق و دروغ‌گویی و تهمت‌زنی قبل و حین ماجرا و آشوب‌طلبی و قانون‌شکنی، زمینه حضور عناصر اوباش و ضدانقلاب را فراهم کردند و متاسفانه بدون دقت‌نظر در رخداد‎‎ها و جنایات رخ داده توسط این عناصر وابسته و اوباش تا لحظه آخر کتمان واقعیت نموده و جامعه را دچار ابهام و سردرگمی کردند و حاضر نشدند تعدی به اسلام، حیثیت و آبروی نظام اسلامی، امنیت و ثبات کشور و عرض، آبرو و جان مردم را محکوم نمایند. علاوه اینکه حمایت بی‎چون و چرای نظام سلطه به‎خصوص آمریکا و صهیونیسم از آن‎‎ها و وابستگی عناصر آشوبگر و قانون‌شکن به دشمنان این مرز و بوم نیز از جمله وجوه اشتراک این دو ماجراست.

  برنامه‎ریزی معین برای وقوع این حوادث از نکات مشترک دیگر است به طریقی که قبل از حادثه ۱۸ تیر ۷۸، در تعطیلی روزنامه توس در کوی دانشگاه با اعتراضات به‌ظاهر دانشجویی به‎همراه آشوبی نسبی در خیابان کارگر شمالی مواجه بودیم و در روز بعد از توقیف روزنامه سلام نیز شاهد تهدید علنی و پیش‎بینی روزنامه صبح امروز وابسته به جناب آقای سعید حجاریان برای انتقامی زودرس از بسته شدن روزنامه سلام بودیم که با جرقه اعتراضی از درون کوی و بستن خیابان و سنگ‌اندازی عده‎ای به نام دانشجویان و گرفتن چهار نفر گروگان از نیروی انتظامی، مقدمه حضور نادرست این نیرو و حوادث تلخ بعدی را در کوی دانشگاه فراهم کرد و با سناریوسازی‎‎‎های بعدی و خلاف‌گویی در استمرار آشوب‌طلبی‎‎ها و با هدایت‌گری از درون وزارت کشور وقت، امکان گسترش آن را فراهم کرد.

در فتنه سال ۸۸ نیز با تشکیل کمیته صیانت از آرا از شهریور سال ۸۷ به مسئولیت جناب آقای محتشمی‌پور، اظهارات تهدیدگونه برخی افراد منتسب به دوم‌خردادی‎‎ها قبل از انتخابات، نامه جناب آقای هاشمی رفسنجانی به رهبری معظم انقلاب در چهارشنبه ۲۰ خرداد ۸۸ و پیش‎بینی شعله‌ورشدن آتشفشان‎‎‎های خاموش توسط ایشان و اظهارات همسر وی در روز رای‌گیری، مصاحبه جناب مهندس موسوی با مجله تایمز در ۲۰ خرداد و بیان استراتژی ادامه حضور خیابانی برای گسترش اختیارات ریاست جمهوری حتی پس از پیروزی در انتخابات و مواردی از این دست به‎ویژه اسناد به‌دست آمده از منازل برخی از محکومین فتنه و بیان صریح بسیاری از مسئولان کشور‎‎های متخاصم با انقلاب اسلامی و مردم رشید ایران، همگی دلیلی روشن برای آمادگی و برنامه‎ریزی برای وقوع این رخداد‎‎های تلخ و هدایت بعد از آن بوده است.

 در هر دو رخداد مقام معظم رهبری برای آگاهی‌بخشی به‎جامعه با دعوت به آرامش و قانون‌گرایی، دفاع از حقوق مردم و افراد با سخنرانی‎‎های متعدد سبب شدند تا متن جامعه با بصیرتی مثال زدنی از امواج التهابات و غبارآلودگی فضای موجود پی به حقیقت برده و با شناخت سناریوی دشمنان اسلام با حضور در ۲۳ تیرماه سال ۷۸ و ۹ دیماه سال ۸۸ پیامی روشن برای سلطه‌گران و دنباله‎‎‎های داخلی آن‎‎ها ارسال کند و با به نمایش گذاشتن ابهت و اقتدار خویش سیاهی‎‎‎های فتنه اصغر در سال ۷۸ و فتنه اکبر در سال ۸۸ را زدوده و روایت‌گری مجدد بر اهمیت جایگاه ولایت مطلقه فقیه و مردم در پیروزی و استمرار انقلاب اسلامی باشد.

ب) بعضی از تفاوت‎‎‎های این دو حادثه تلخ

 موضوع محل نزاع در این دو رخداد کاملا متفاوت بود، اولی اعتراض به بسته شدن یک روزنامه و حداکثر گرفتن یک تریبون از یک جناح سیاسی خاص و تحت لوای آزادی‌طلبی بود ولی در دومی اعتراض به تقلب در انتخابات و به ظاهر جلوگیری از مخدوش شدن جمهوریت نظام اسلامی و پایمال شدن حقوق مردم در انتخابات و با شعار مبارزه با تعدی به حقوق ملت و تقلب در انتخابات سامان می‎یافت.  اولی قوه قضائیه و سپس نیروی انتظامی را هدف قرار داد اما در سال ۸۸ اصل مردم‎سالاری دینی و صداقت و درستی نظام اسلامی زیر سوال رفت و از آشوب‌طلبی گسترده به‎عنوان اهرم فشاری جدی برای تضییع حقوق ملت با تنظیم دروغ و تهمت در ابعادی بسیار بزرگ‎تر از گذشته، اصل نظام اسلامی هدف قرار گرفت و هتک شد و با بردن به لبه پرتگاه، چهره مشعشع آن ملکوک شد.

  وسعت و گستره زمان رخداد ماجرا که در سال ۷۸ کمتر از یک هفته و در ابعادی محدود با حضور حداکثر چند هزار نفر رقم خورد و در دومی در سال ۸۸ در گستره کشوری و با ۸ ماه آتش‌افروزی، سرمایه‎‎‎های این ملت نشانه رفت، علاوه بر اینکه سران داخلی فتنه اول از مسئولان رده دوم یک وزارتخانه و برخی عناصر تشکل‎‎‎های دانشجویی بودند ولی در فتنه سال ۸۸ سران یک جناح سیاسی در کشور با همه عرض و طول خویش وارد میدان شدند و با استفاده از سازماندهی ۱۰ ساله در اجتماع و جبران نواقص گذشته خویش و با بهره‎مندی از تجربه انقلاب‎‎‎های رنگی در جهان به‎خصوص در کشور‎‎های تازه استقلال یافته از شوروی سابق و حمایت‎‎‎های آشکار دستگاه‎‎‎های جاسوسی غرب در شرایط خاص زمانی که سلطه‌گران برای تشدید فشار‎‎ها به‎ویژه به بهانه فناوری هسته‎ای ظلم خویش را بر مردم رشید ایران روا می‎داشتند، تجدیدنظرطلبان ضمن پیوند با ضدانقلاب و اوباش در همه ابعاد، فتنه‎ای بزرگ‎تر را به نمایش گذاشتند و سرمایه‎‎‎های بزرگ مردم در حماسه ۴۰ میلیونی و آبروی نظام اسلامی را به تاراج دادند.

 نقش رسانه‎‎ها به‎ویژه رسانه ملی و دستگاه‎‎‎های امنیتی نیز متفاوت بود. درسال ۷۸ فعالیت رسانه‎‎ها علی‌الخصوص رسانه ملی موجب بصیرت‌بخشی و آگاهی متن جامعه بود و سبب شد خیلی زود ابعاد موضوع آشکار شود اما در فتنه سال ۸۸ اولا همه دستگاه تبلیغی استکبار یکصدا با دروغ‌پردازی و قلب واقعیت، باوری غلط را در جامعه دامن زده و در داخل نیز یخ‌زدگی و مبهوت بودن رسانه‎‎ها به‎ویژه رسانه ملی ابزار‎‎های دفاع منطقی را با عدم روشنگری به موقع فراهم نمی‎کرد تا در پرتو آن سره از ناسره بازشناسی شده و دروغ‌گویی و قانون‌شکنی عناصر مدعی و طلبکار آشکار و معلوم شود. در این مورد دستگاه‎‎‎های امنیتی کشور نیز به رسالت اصلی خود کمتر عمل کردند تا جایی که با مرور گزارش‌های آن ایام به‎عنوان مثال به شرایط بسیار بهتری در خطه خراسان می‎رسیم که یکی از عوامل ثبات در این استان، هوشیاری دستگاه اطلاعاتی برشمرده شده است.

اما آنچه مهم است درس‎‎‎هایی است که از این دو مقطع می‎توان گرفت تا آن‎‎ها را چراغ راه فرارو و حبل‌المتینی قرار داد تا در سایه آن امکان رخنه و فتنه‌گری دوباره میسر نشود. نکاتی هم‎چون ضرورت دقت در هدایت‎‎‎های ولی‌فقیه و تبعیت از آن‌ها، ضرورت رعایت قانون و احترام به نتایج حاصل از انتخاب مردم، آگاهی‌بخشی و بصیرت مستمر به آحاد مردم توسط نخبگان و نشر و بازنشر گسترده آن توسط رسانه‎‎ها به‎ویژه رسانه ملی برای عبور از موانع و ابهامات رواج‌یافته توسط دشمنان در رسانه‎‎ها و شبکه‎‎‎های اجتماعی، ضرورت تقوای جمعی در گروه‎‎‎های سیاسی در کنار الزام به خودسازی و رشد فردی در جریان‌ها و جناح‎‎‎های کشور، دقت در دشمنی سلطه‌گران و شناخت دوست از دشمن و برنامه‎‎‎های هریک و داشتن برنامه‎ای فعال برای مواجهه با دسیسه‎‎‎های استکبار جهانی با محوریت آمریکا، ساخت درونی و ایجاد زمینه استحکام درون‌زاد برای حفظ استقلال و عدم وابستگی به بیگانگان و حرکت تمام‌عیار برای تشکیل جامعه‎ای آباد و معنوی در سایه اسلام ناب محمدی (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و الهام‌بخشی و حمایت از مسلمین و مستضعفین و… که جز با توکل به خداوند بزرگ و توسل به حضرات معصومین (علیهم‌السلام) میسر نخواهد شد؛ لذا امید می‎رود در ایام صیام و مهمانی رب‌العالمین از عنایت‎‎ها و برکات ماه خدا برای خودسازی فردی و جمعی بهره‎مندی کافی نصیب همگان شود تا تضمینی برای همدلی و وفاق همه گروه‎‎‎های وفادار به آرمان حضرت امام (ره) فراهم شده و راه نفوذ بددلان، فریب‌خوردگان و وابستگان به شیطان بزرگ مسدود شود. ان‎شاءالله

۱ دیدگاه


    نصیرپور says:

    باسمه تعالی
    فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه
    قریب ۳ سال از دولتی که بنام تدبیر رسما شیطان بزرگ را کدخدای عالم خوانده بود و توصیه به فرمانبری از کدخدا می نمود گذشته است.
    در این مدت مرتبا بصورت کاملا اتفاقی خطوط قرمز اسلام و انقلاب اسلامی با سرعتی حیرت آور شکسته می شود و حیرت انگیزتر آنکه حزب الله عزیز هنوز از موضع انفعال خارج نشده و تنها به محکوم کردن برخی موارد اکتفا می کند.
    طرف مقابل نیز با درک عدم هوشیاری حزب الله شتابان بسوی حذف تمامی مولفه های قدرت داخلی به پیش می رود.دو عامل اساسی باعث تعلل حزب الله گردیده است ۱- عدم درک صحیح از جریان عملیات نفوذ ۲- عدم باور ضدیت با انقلاب نیروهایی که سابقه انقلابی داشته اند.
    تاکید می کنم که منافقین بخوبی درک کرده اند که فعالیت فرهنگی دولت کارگزاران و اصلاحات نسل مورد نظر ایشان را با اولویت لذت و منفعت ساخته است و امروز نیازی به حمله مستقیم به مبانی اسلام نیست بلکه با موضع گیری های دو پهلو هم رهبری جریان غیر انقلابی جامعه را برعهده گرفته اند و هم از برخورد نیروهای انقلاب مصون مانده اند.
    در عوض عملا تمامی مولفه های قدرت داخلی را یکی پس از دیگری از میان می برد
    جاسوس هایی متعددی که توسط اطلاعات سپاه دستگیر شده اند همگی توسط اعضای هیات دولت به حساس ترین مراکز نظام راه یافته اند.اجازه بازرسی از تمامی مراکز مورد نظر غرب، انحلال سازمان فضایی و به تعطیلی کشاندن صنعت فضای، از میان بردن ماهانه چند هزار شغل، ایجاد رکود، قرداد های جدید نفتی که کشور را به پیش از ملی شدن نفت باز می گرداند، ارائه طرح تجزیه یمن، قطع بودجه سپاه قدس و فشار برای خروج از سوریه عراق و یمن و صدها خیانت دیگر نشان از عزم جزمی است که می رود تا انقلاب را به ورطه نابودی بکشاند.
    در یک کلام به گزارش سایت خبری مشرق (کد خبر۵۵۰۴۳۸ )پایگاه تحلیلی گلوبال ریسرچ در مقاله ای نوشته: شماری از تحلیل‌گران، سیاست‌های روحانی در جهت گشودن بازار ایران به روی غرب را شبیه به سیاست‌های «دنگ شیاءوپینگ» پس از مرگ « مائو تسه دونگ» در حدود ۴ دهه پیش می‌دانند. اما این سیاست‌های روحانی را بیشتر باید شبیه سیاست‌های اقتصادی «بوریس یلتسین» پس از فروپاشی دیوار برلین دانست تا سیاست‌های اقتصادی شیاءوپینگ.
    در این میان افزایش جنون آمیز نقدینگی به میزان هزار هزار میلیارد تومان همچون بمبی ساعتی نظام را تهدید می کن(مراجعه کنید به مصاحبه با دکتر صمصامی :نقدینگی ایجاد شده در دولت روحانی منتظر جرقه است تا اقتصاد ایران را نابود کندکد مطلب: ۴۸۲۲۲۹ جهان نیوز) و از این مهمتر پرداخت بیش از ۳۰۰ هزار میلیارد تومان تسهیلات بانک هاست که قطعا با توجه به تعطیلی پیاپی واحدهای تولیدی این تسهیلات نجومی به اشخاص ذی نفوذ و نزدیک به مراکز قدرت و ثروت تعلق گرفته است.
    امروز باید حزب الله پاسخ دهد که اگر نظام تصمیم گرفت روزی جلوی شکسته شدن خطوط قرمز خود را بگیرد و یا حتی اگر مردم در انتخابات بعدی با رایی شکننده شخص دیگری را به ریاست جمهوری انتخاب نمایند و در مقابل فتنه گران تصمیم گرفتند همچون سال ۹۰ و ۹۱ با وارد کردن تنها ۱۰۰ هزار میلیارد تومان به بازار ارز اقتصاد کشور را به نابودی بکشاند چه اقدامی از دست نیروهای نظام و خصوصا سپاه پاسداران برمی آید.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    منافقین بعد از شکست فتنه تصمیم دارند که نظام را در دوگانه تغییر اساسی رفتار و یا انفجار اجتماعی (نه حرکت اعتراضی قشر غربگرا) ناشی از درک عمومی مبنی بر عدم کارآمدی اسلام سیاسی قرار دهند.
    آیا صبر ما تنها مهلت دادن به اجرایی شدن پروژه منافقین نیست؟؟؟؟؟
    باید طرحی نو در انداخت…..
    خواهشمندم پاسخ خود را به rezanassirpour@gmail.com ارسال نمایید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *