مشارکت، همکاری، تعامل و تقابل با بازیگران ملی و بین المللی

قال علی(علیه السلام)

وَلاَ یَحْمِلُ هذَا الْعَلَمَ إِلاَّ أَهْلُ الْبَصَرِ والصَّبْرِ وَالْعِلْمِ بِمَواضِعِ الحَقِ   خطبه ۱۷۳

دهه بصیرت همه ساله روزهای تامل انگیزی است که توجه به آن محصور به این دهه نیست و در همه لحظات و احوال بویژه در دوره کنونی جهاد اکبر ضرورتی انکار ناپذیر می­نماید. البته بصیرت دارای لایه­ها و سطوح مختلفی است که توجه به همه ابعاد آن امکان توفیق جبهه انقلاب را فراهم خواهد نمود.

سطحی­ترین لایه اصحاب بصیرت شناخت دوست و دشمن و همراهان و مبلغان آنهاست. لایه عمیقتر، شناخت نقشه راه دو جبهه حق وباطل و اصلی فرعی کردن عناصر آن برای الویت بندی نوع مواجهه با هریک خواهد بود علاوه براینکه نوع مواجهه درست و با برنامه ای دقیق با هریک از عناصر حاضر در صحنه، سطح دیگری از هنرمندی دارندگان بصیرت است، ضمن این­که عنصر زمان­شناسی و شناخت به موقع بعنوان مولفه­ای مهم و حیاتی دیگر، زمینه اثربخشی و موفقیت صاحب بصیرت را مهیا خواهد نمود.

به نظر با رجوع به اندیشه نورانی بنیانگزار کبیر نظام اسلامی و خلف صالح ایشان مقام معظم رهبری به مدلی منسجم برگرفته از اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله) خواهیم رسید که انشاء الله خود زمینه تعمیق بصیرت در جامعه را فراهم خواهد کرد.

این مدل مفهومی طراحی شده است تا کلیه مناسبات خود را در سطوح مختلف داخلی و بین المللی با مبانی و معیارهای اعتقادی خویش منطبق سازیم و سعی کنیم در هر مساله ای سطح مساله و نحوه  مشارکت، همکاری، تعامل و تقابل با بازیگران ملی و بین المللی را به درستی سنجیده و عمل نماییم.

سعی خواهیم نمود که عناصر حاضر در صحنه را در پنج سطح و در هر سطح در سه قسمت تحلیل نموده تا واقعیت­های موجود را با ملاک­های  برگرفته از ولایت بهتر بشناسیم.

  1. در سطح جهانی با موفقیت انقلاب اسلامی در بهمن ماه سال ۱۳۵۷ قطب سومی در کنار دو قطب موجود جهانی یعنی “سلطه­گران” و “سلطه­پذیران” پا به عرصه حیات گذاشت و تا جایی که امروز ایران اسلامی بعنوان قطب “سلطه­ستیزان” معادله قدرت در سطح جهانی را به­هم زده است.

الف) امروز ایران اسلامی نمایندگی قطب سلطه ستیزان – شامل مسلمین و مستضعفین جهان – در مقابل آمریکا بعنوان محور سلطه­گران نقش­آفرینی می­نماید. انقلاب اسلامی بدنبال زمینه­سازی برای تحقق وعده الهی در حکومت صالحان بر کره خاکی و جهانی شدنی است که با ظهور منجی عالم بشریت حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) محقق خواهد شد و از این رو پیام اعتقادی، فرهنگی و عقلانی ایران اسلامی زلزله­ای بر پایه­های استکبار قرار گرفته و امروز کانون این تحول خدایی در سطح جهانی از همیشه توانمندتر گشته است.

ب) از قدیم الایام در جهان بسیاری از دولت­ها و ملت­ها بواسطه حاکمیت فرهنگ ذلت­پذیری، بی اعتقادی، بی­بصیرتی و یا با وجود فهم موضوعات ولی فقدان جرات و جسارت مطالبه حقوق خود از زورمندان، شرایط را برای استثمار خویش توسط سلطه­گران فراهم نموده و همیشه عزت و آبروی ملی خود را فدای جبن و ترس از ظالمان کرده اند. ایشان گرچه ظلم پذیرند ولی سلطه­ستیزان را دوست داشته و در دل آرزوی توفیق آنان را دارند لذا این مجموعه فرصتی برای انقلاب اسلامی است.

ج) در مقابل آمریکا به نمایندگی ازکفر و صهیونیزم جهانی و زورگویان عالم نیز پیگیر جهانی سازی تصنعی و یکپارچه­سازی دنیا می­باشد و در این راه توسل به دروغ، خشونت و جنایت را برخود لازم و فرض می­شمارد اما علی­رغم همه ددمنشهای خود از گذشته ضعیفتر و زبونتر شده است.

از این رو انقلاب اسلامی با بیان صریح و مخالفت با سلطه­گران و فرهنگ سلطه­پذیری در سایر کشورها و مقابله با  ترویج این فرهنگ در سطح جهان و ایستادگی در ارایه الگوی عملی حیات افتخارآمیز مستقل از استکبار توانسته است به صورت زیبایی راه “تقابل” با سلطه گران برای اضمحلال آنها را در پیش گرفته و با منطق درست در “رقابت” با سلطه گران برای جذب سلطه پذیران اقدام ­کند.

  1. با پیروزی انقلاب اسلامی در کنار دو الگوى اسلام آمریکایی یعنی “اسلام تکفیرى” و “اسلام لائیک” که از سوى غرب و نظام سلطه در جهان اسلام تبلیغ و حمایت می­شد با طرح “اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله)” ، الگوی جدید و اندیشه اصولگرایی، معتدل و عقلانى معرفی شد.

الف) اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله) به محوریت ایران اسلامی و تشکیل محور مقاوت در بین ملل اسلامی به دنبال دفاع از قرآن و سنت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) و احیاء امت اسلامى است. براى انقلاب اسلامى، کمک به همه مستضعفین و مسلمین و حمایت از همه مجاهدان اهل سنت و شیعى واجب شرعى است و با صداى بلند و قاطع اعلام میکند که به آزادی و حضور واقعی مردم در تعیین سرنوشت خویش با توسعه عملی مردم سالاری دینی(نه لیبرال دمکراسی غربی)، تاکید بر استقلال ملت­ها(نه مجوز زیست ملت ها در قالب برده­داری نوین تحمیلی از سوی استکبار جهانی)، ترویج اسلام عزیز و رحمانی با پیام اشداء علی الکفار و رحماء بینهم( نه اسلام نفاق و مروج کفر و خشونت)، با تاکید بر ارزش های ناب اسلامی(نه سرمایه‌دارى غرب و مصرف‌زدگى و انحطاط اخلاقى)، به قیام ملتها (و نه به ترور)، به وحدت اسلامى (نه غلبه و تضاد مذاهب)، به برادرى مسلمین (نه به برترى قومى و نژادى)، به جهاد اسلامى (نه خشونت علیه بى‌گناهان)معتقد و ملتزم است.

ب) اسلام لائیک و اخوانی به محوریت ترکیه با به دام لیبرال دموکراسى درجه‌ى دوم و تقلیدى افتادن به اسلام مطلوب واشنگتن، لندن و پاریس تبدیل شده و با همکاری با نماد اسلام متحجر و خشن علی­رغم تحمل و مماشات با رژیم صهیونیستى و دراز نمودن دست آشتى به سوى آمریکا و ناتو، در جهان اسلام به جنگهاى قبیله‌اى و مذهبى دامن میزنند و با مذاهب اسلامىِ دیگر – بطور مثال در عراق، سوریه و لبنان – بیرحمانه مواجه شده، و اشدّاء با مؤمنین و رحماء با کفار را دنبال می­نمایند.

ج) محور سازش و اسلام تکفیری به محوریت عربستان نیز با ترویج تعصب و تحجر و خشونت میان ادیان یا مذاهب اسلامى و مخالفت با نوگرائى و سماحت و عقلانیت – که ارکان تفکر و تمدن اسلامى‌اند – خود باعث ترویج سکولاریزم و بى‌دینى بوده و لکه ننگی بر دامان مسلمانان می­باشد.

نتیجه ۳۵ سال هماوردی سه رویکرد غالب در حوزه کشورهای اسلام بویژه بعد از بیداری اسلامی در منطقه، قدرت گرفتن اسلام انقلابی و تقویت محور مقاومت تا حدی است که امروز بدون حضور و اراده ایران در معادلات منطقه­ای هر راهبردی بی اثر و یا کم اثر خواهد بود.

راه مطلوب فراروی منادیان اسلام ناب “تقابل هوشمندانه” با محور سازش و “رقابت مدبرانه” با اسلام لائیک و اخوانی است تا ضمن تعامل مطلوب با فعالان در صحنه جهان اسلام،  روز به روز بتوانند محور حق را در جهان اسلام با برادری بین مذاهب اسلامی سنی و شیعی اسباب اضمحلال اسلام آمریکایی را فراهم آوردند.

  1. نسبت گروه­ها با نظام اسلامی در عرصه سیاسی کشور نیز فارغ از عده و عده هر بخش شامل سه گروه “حامیان انقلاب اسلامی و خودی”، “عناصر ضدانقلاب و غیرخودی” و عوامل “بی­تفاوت و غیرسیاسی” است.

الف) گروه­های خودی، انقلاب، کشور و نظام جمهورى اسلامى را از خود می­دانند و به اصل اسلام، حاکمیت آن و آرمان­های برخواسته از آنقلاب اسلامی و راه امام، وصیت‌نامه‌ى وی و ولایت فقیه بعنوان میراث بزرگ آن عزیز سفرکرده معتقد هستند. برای خودى­ها استقلال ایران عزیز، عزت این ملت و پیشرفت علمى این کشور از اهمیت ویژهای برخوردار بوده و زبان گویای مردم و فداکار در مسیر آرمان­ها و مصالح این مرز و بوم و مخالف سرسخت دشمنان این ملت می­باشند با این ملاک ها معتقدم گروه­هایی همچون اصولگرایان، اصلاح­طلبان و کارگزاران سازندگی خودی محسوب می­شوند.

این گروه­ها می بایست هوشیار بوده و از سرغفلت یا نادانی و یا از سر کینه­توزی با سایر گروه­های معتقد به انقلاب اسلامی رفتاری خصمانه ننمایند چون در صورت حرکت در مسیر ضدیت با قانون و لغزیدن در دام دشمن بی شک از جرگه خودی­ها خارج خواهند گشت آن­گونه که با کمال تاسف در فتنه سال ۸۸ رخ داد و جمعی از خودی­ها را بعلت دنیا پرستی، مقام دوستی و همراهی با دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی از جرگه همراهی با انقلاب به تقابل با آن کشاند.

ب)  غیرخودی ها، غریبه مشتاق سلطه‌ى امریکا، وحدت شکن و پیاده کننده خواست دشمنند و با صف‌آرایى در مقابل نظام اسلامى و بلندگوى افکار و اهداف دشمنان قرار گرفتن گرچه غیرقابل اعتماد هستند ولی در عین ضرورت “تقابل منطقی” خودی­ها با ایشان، تا زمانی که در چارچوب قانون و بدور از وابستگی و پیوستگی با بیگانگان فعالیت داشته باشند از همه حقوق شهروندی و امنیت کامل در سایه نظام اسلامی برخوردار خواهند بود.

ج) گروه های بی تفاوت و غیرسیاسی نیز هرچند کم تعداد می­باشند ولی همیشه مورد طمع غیرحودی ها برای همراه کردن با خویش بوده و عناص انقلابی نیز مسوولیت خطیری در جذب و فعال کردن آنها در اهتمام به حضور در عرصه تعیین سرنوشت خویش و عزت و سربلندی ایران و اسلام عزیز می­باشند.

  1. در داخل کشور نیز برای سنجش بیشتر جریانهای سیاسی خودی در نسبت آنها با ولایت فقیه به عنوان تداوم بخش راه ولایت انبیاء و معصومین (علیهم السلام) با اصطلاحات برگرفته از تعابیر دینی و مذهبی در زیارت جامعه کبیره شاهد سه گروه “خودی ملازم “، “خودی متقدم” و “خودی متاخر” هستیم.

الف) معتقدم خودی ملازم در سنجش نسبت به خط ولایت فقیه، اصولگرایان هستند که علاوه بر اعتقاد به باورهای انقلاب اسلامی، با پیگیری تحقق آرمان­های بنیانگزار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه)، پیروی از خلف صالح او مقام معظم رهبری را بر خود فرض می­دانند.

این گروه سلطه ستیز و مخالف سیاست­های استکباری نظام سلطه بوده و بشدت با آن مقابله مدبرانه کرده و دفاع از مظلومین و مستضعفین را بر خود فرض می­داند لذا نه سلطه گر است ونه زیر بار سلطه می­رود و بدنبال ساخت جامعه ای الگو و اسلامی بر اساس الگوی پیشرفت اسلامی است.

ب) خودی متقدم جلو رونده نسبت به ولایت فقیه بوده لذا در قامت عناصری همچون جریان انحرافی رخ می­نماید. این گروه با حرکت­های غیر منطقی و بی مبنای خود نه تنها کمکی در تحقق شعارهای اساسی انقلاب نمی­کند بلکه با مدلی سینوسی و حرکت­های شعارگونه و احساسی آسیبی جدی به جبهه انقلاب و بویژه به وحدت خودی­های ملازم زده و هزینه های زیادی را به آنها تحمیل می­نمایند.

ج) خودی متاخر یا عقب افتاده از ولایت فقیه را در چهره گروه­هایی همچون کارگزاران سازندگی و اصلاح طلبان می­توان دید. آنها با اقتباس از الگوی توسعه غربی و قبول نظم ظالمانه حاکم سلطه در جهان بدنبال زیست مسالمت آمیز با دنیای غرب به رهبری آمریکا می باشند تا جایی که از آرمان های امام راحل عدول کرده و پایبندی جدی به آرمان ها و شعارهای انقلاب اسلامی ندارند.

نکته قابل توجه این­که این سه گروه می­بایست بدور از دشمن انگاری یکدیگر ضمن رقابت سیاسی سالم با هم برای کسب پیروزی در انتخابات در نقاطی که منافع ملی کشور حکم کرده (مثل موضوع حق برخورداری از فن­آوری هسته­ای) و یا برابر دشمنان انقلاب و غیرخودی ها اتحاد پیشه نمایند تا رخنه ای در صفوف ملت در برابر بیگانگان ایجاد نشود.

  1. در چندسال اخیر خصوصا در انتخابات­های سال­های گذشته تفاوت هایی میان طیفهای مختلف جریان خودی ملازم (اصولگرایان) رخ نمود لذا با خصوصیت­هایی که از منظر مقام معظم رهبری صحیح و قابل قبول بود آنها را می­توان به سه گروه”آرمان­گرای واقع بین”، “آرمانگرا” و “واقع­گرا” دسته بندی کرد.

الف) آرمان­گراهای واقع­بین برابر نظر رهبری معظم انقلاب اسلامی دارای خصوصیاتی همچون تکلیف­­گرایی با رویکرد دقیق برنامه ریزی شده برای کسب نتیجه مطلوب، ولایت­مداری، تحول­خواهی و پیشرفت­جویی بر مبنای بهره­مندی از همه ظرفیت­های قابل حصول در جامعه اسلامی برای عینیت بخشی به آرمان­های انقلاب ، مصلحت سنجی بر اساس کسب منافع ملی و مصالح جامعه اسلامی، معتقد به خالص سازی به طریق تکثیر خالصین و با آغاز این خالص­سازی از خود و گروه­های مرتبط خویش و پیگیر اتحاد و وحدت نیروها بر محور اصول  انقلاب و مدافع سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی، فعال و پیگیر مبارزه با فساد و عدالت خواهی همراه با عقلانیت، تدبیر همراه مجاهدت ، آرمان­گرایی بدور از پرخاش­گری،

واقع بینی درست و بیان حرف خوب با بیان مستدل و جذاب در مواجه با دیگران و نقد منصفانه و دفاع واقع­بینانه از موضوعات می باشند.

ب) آرمان­گراها بشدت مصلحت گریز بوده و وحدت بر محور اندیشه خویش و خالص سازی به طریق حذف عناصر، آن هم با شروع از دیگران را مطلوب می­دانند و معتقد به تکلیف­مداری فارغ از توجه به برنامه ریزی  برای حصول به نتیجه، عدالتخواهی مبتنی بر شور و احساس، ترجیح حداقل خالص بر جذب حداکثری و اعتقادات و باورهایی از این دست می­باشند تا جایی که ذکر آرمانها توسط ایشان بدون توجه به واقعیتها و بدون ملاحظه‌ى سازوکارهاى معقول و منطقىِ رسیدن به آنها منجر به خیال‌پردازى شده و آرمانها را در حد شعار باقى خواهد گذاشت.

ج) واقع­گرایان نیز با کم رنگ نمودن جوهره ارزشی و اعتقادی خود بی توجه به تکلیف، فقط به دنبال کسب نتیجه بوده و از همین رو بدون دقت در ضرورت خالص سازی، با اتحاد و ائتلاف بدون مرز با دیگران به شرط محوریت خویش و مشارکت بر اساس سهم خواهی بدون توجه به ضرورت امانت داری و شایسته­گزینی، بشدت مصلحت سنجی می­نمایند و فساد ستیزی را نیز برنمی تابند.

نوع تعامل این سه گروه نیز بعلت دارا بودن اشتراکات در حفظ اصول انقلاب و ضرورت اتحاد در برابر حضور جریانهای رقیب (خودی­های متقدم و متاخر) است و رقابت سیاسی سالم برای کسب پیروزی در انتخابات­ها نیز وقتی بین آنها مجاز است که رقیبی قدرتمند از گروه­های خودی غیرملازم و غیر خودی در صحنه نباشند اما به نظر خودی­های ملازم امروزپنج وظیفه جدی و مبنایی دارند که عبارت است از:

  1. ولایت مداری و کارآمد سازی جایگاه­های مسوولیتی خویش برای تسریع در تشکیل جامعه اسلامی و الگو و ایجاد زمینه خدمتگزاری شایسته به مردم شریف ایران اسلامی
  2. تکثیر خالصین بر اساس مولفه­های مذکور در وصف آرمانگرایان واقعبین
  3. توجه به وحدت بر محور اصول انقلاب اسلامی و تشکیل جبهه ای از علاقه­مندان و دلدادگان به اسلام ناب محمدی(صل الله علیه و آله و سلم) و بدور از سهم خواهی
  4. ترویج گفتمان انقلاب اسلامی و اندیشه ناب حضرت امام و رهبری معظم انقلاب اسلامی در جامعه
  5. کادر سازی و برنامه ریزی برابر نیازهای کشور که امید است با توجه به امور فوق اصولگرایان بتوانند در آینده توفیقات جدی در کسب نظر مردم و ارایه الگوی خوبی از خدمت شایسته به مردم شریف ایران اسلامی را به منصه ظهور برسانند.

در انتها باز توجه خود را به خطبه ۱۷۳ نهج البلاغه جلب می­نماییم آنجا که امام علی(علیه السلام)فرمودند: ”  اى بندگان خدا شما را به تقوا و ترس از عذاب خدا توصیه مى‏کنم زیرا تقوا بهترین چیزى‏است که بندگان یکدیگر را به آن توصیه مى‏نمایند،و بهترین مرحله پایان کار در پیشگاه‏خدا است. هم اکنون آتش نبرد بین شما و اهل قبله روشن گشته است. این پرچم‏را جز افراد بینا، با استقامت  و آگاه به موارد حق به دوش نمى‏کشند بنابراین آنچه را فرمان‏دادند انجام دهید و در برابر آنچه نهى کردند توقف نمائید و در هیچ کارى تا بر شما روشن‏نشود عجله نکنید.”

بدون دیدگاه


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *