اسطوره ها چراغ‎‎های فروزان راه فرارو

شهادت طلبی و ایثارگری برای تحقق اهداف انقلاب اسلامی یکی از رموز موفقیت و پیروزی انقلاب اسلامی است و بیش از ۳۵ سال است که این انقلاب مقدس به مدد الطاف الهی و در سایه ایثارگری جمعی فداکار و از جان گذشته با افتخار راه خود را پیموده و علی‎رغم خواست دشمنان اسلام و این مرزو بوم، توانسته مسیر رشد و اعتلای خویش را طی نماید؛ تا جایی که افتخارات آن در حوزه‎‎های مختلف چشم دوستانش را در سراسر جهان خیره کرده و اسباب وحشت و حیرت را برای دشمنانش برانگیخته است.

در این‎خصوص به‎نظر موضوع ایثار و فداکاری رزمندگان و جانبازان در کنار وظایف ایثارگران، همسنگران آن‎ها و تکلیف خطیر مسئولان کشور موضوعاتی است که می‎توان به اختصار پیرامون آن نکاتی را تقدیم نمود.

۱) فرهنگ ایثار و فداکاری در راه ارزش‎‎های ناب اسلامی و در اوج آن شهادت طلبی اکسیری بود که حضرت امام (رحمت‎الله علیه) با آن، وجود آحاد مردم را متحول کرد و پیروزی انقلاب اسلامی و استمرار حیات آن را ممکن ساخت.

اگر در صفحات درخشان کتاب عاشورا پاسخ‎‎های غرورآفرین و ایمانزای سعید بن عبدالله که عرض کرد «اگر هفتاد بار در رکابتان شهید شوم و جنازه‎ام را بسوزانند و خاکسترآن را به باد دهند و دوباره زنده گردم دست از شما برنمیدارم» یا این گفته زهیر «اگر هزار بار در راه شما جان دهم و بدنم را قطعه قطعه کنند دوبار زنده شوم باز در رکاب شما خواهم جنگید» را که در جواب درخواست حضرت سیدالشهدا علیه‎السلام در شب عاشورا برای برداشتن بیعت خویش از یاران و آزاد گذاشتن آن‎ها در ماندن یا رفتن می‎خواندیم و با مرور حوادث عاشورا در نماز ظهر، ایثار و فداکاری این دو نفر را در ایستادگی در برابر تیر‎های لشکر یزیدیان میدیدیم و پیکر نیمه جان سعید را در پایان نماز بر دستان مبارک امام حسین (علیهالسلام) تصور می‎کردیم و تنها کلمه بر زبان جاری شده سعید بن عبدالله را که عرض کرد «ارضیت» را به‎خاطر می‎آوردیم، به خود می‎بالیدیم که اسلاف ما چه انسان‎‎های بزرگ و فداکاری بودند تا سرمایه بزرگ اسلام امروز هدایتگر جامعه بشری باشد. در پرتو هدایت‎‎های بنیانگذار بزرگ انقلاب اسلامی و خلف صالح ایشان بیش از نیم قرن است که شاهد نمونه‎‎هایی از افتخارات صدر اسلام پس از ۱۴ قرن هستیم و اذعان می‎داریم راه عبور از همه موانع و مشکلات فعلی و عبور از گردنه سخت و نفسگیر دوره جهاد اکبر نیز توجه به همین روحیه ایثارگری و فداکاریست که حفظ و ترویج آن برهمه واجب و ضروری می‎نماید.

۲) برای حفظ این دستاورد بزرگ و احیا و گسترش آن هیچ کس به اندازه خود ایثارگران مسئولیت نداشته و فارغ از تشویق‎ها یا ناسپاسی‎‎های دیگران به‎نظر باید برعهدی که با همرزمانمان بستیم، بمانیم تا ان‎شاءالله به سعادت برسیم و مصداقی بر آیه مبارک ۲۳ سوره احزاب باشیم که فرمود: «در میان مومنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستاده‎اند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند)، و بعضی دیگر در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند.»

اما در این میان انجام این وظیفه توسط جانبازان و ایثارگران ذره‎ای از وظیفه خطیر مسئولان کشور در رسیدگی به آلام و درد‎های آن‎ها و ایجاد زمینه قدردانی از آن‎ها کم نخواهد کرد که این موضوع خود یکی از بهترین راه‎‎های گسترش فرهنگ ایثارگری و از تکالیف عظیمی است که به‎تعبیر امام راحل بی‎توجهی به آن، مسئولان را در دنیا و آخرت در آتش قهر الهی خواهد سوزاند.

 ۳) با ورق زدن صفحات تلخ و شیرین تاریخ به مرفهین بی‎دردی می‎رسیم که در کسوت‎‎های مختلف هستند و خواهند بود. به‎عنوان نمونه و تجربه شخصی در دوران دفاع مقدس، در زمان مجروحیت، در کنار جاننثاری‎‎های خیل عظیم کادر پزشکی و فداکاری‎‎های پرستاران آن ایام به تک مضراب‎‎های افرادی هم برمیخوردیم که با سخنان خود بر زخم‎‎های ما نمک می‎پاشیدند و از گفته خویش شرم نمی‎کردند.

فراموش نمی‎کنم در عملیات کربلای۵ بعد از مجروحیت به تهران منتقل شدم و در بدو ورود به یکی از بیمارستان‎ها، پزشکی برای معاینه کنار تختم آمد، نمی‎دانم از چه ناراحت بود بی‎مقدمه گفت هرکسی که الله اکبر گفته تو را عمل کند و من این کار را نخواهم کرد. حرف‎‎های او کوهی بود که بر وجودم سنگینی می‎کرد و هیچ دلیل موجهی را نیز برای برخورد زشت او در آن ایام سرنوشت‎ساز نمی‎یافتم. دو روز بعد از گفته تلخ و نیشدار او، مرا به اتاق عمل بردند و طبق روال با معاینه پزشکان و تصمیم دکتر بیهوشی بنا شد با بی‎حس کردن ناحیه عمل، جراحی شروع شود. در اثنای عمل صدای آژیر خطر و غرش مهیب هواپیمای عراقی و سپس انفجار راکت آن در شمال تهران به گوش رسید و بیمارستان را لرزاند.

همه از اتاق عمل فرار کردند و تنها پزشک جراح بدون ترک محل به ادامه کار پرداخت و لحظاتی بعد با برگشت پرسنل اتاق عمل، کار خویش را به پایان برد و با این کار، تلخی سخن پزشک ابتدایی را از کامم شست و بزرگی و عظمتش را به رخم کشید. گرچه امثال پزشک دوم قاعده بودند و نفر اول استثنا، ولی همین استثنا‎ها نیزآسیب خویش را تحمیل می‎کردند و اسباب نگرانی را فراهم می‎نمودند که در هیچ زمانی نباید از کنار آن گذشت و شاهد این همه ناجوانمردی و گستاخی بود.

امروز تکرار دیروز است و فقط تعداد گروه دوم کمی بیشتر شده و از زشتی‎‎های این روزگار است، متاسفانه در سطوح مختلف ارائه خدمات به‎جانبازان و ایثارگران بعضا مشاهده می‎کنیم که عده‎ای نه از سر عشق و علاقه بلکه به‎واسطه داشتن شغلی، به ظاهر خدمتگزار این بازماندگان عزت و شرف این مرز و بوم شده‎اند و بی‎توجه به وضعیت جسمی و روحی این عزیزان با تصمیمات و اقدامات نادرستشان اسباب آزردگی خاطر ایشان را فراهم می‎کنند. امروز ما نیاز به تغییر قوانین، آییننامه‎ها و رویه‎ها در خدمتگزاری درست به شهدای زنده داریم، هم‎چنان‎که نیازمند گسترش فرهنگ خدمت به ایثارگران و ارج نهادن به‎ جاننثاری آنان هستیم تا عده‎ای خدمت به آنان را نه شغل بلکه خدمت به عزیزترین بندگان خدا بدانند و با همه وجود در خدمت ایشان قرار گیرند، البته این بیان نفی خدمات و زحمات اکثریتی نیست که امروز نیز در حال خدمتگزاری هستند، اما اندک امکانات در نظر گرفته شده و استفاده نادرست از همین مقدار ناچیز امکانات برای ارائه خدمات به‎جانبازان و ایثارگران و وجود برخی افراد حداقل بی‎علاقه و غیرعاشق به نوکری این بازماندگان از قافله شهداست که کام‎ها را تلخ و درد‎ها را تشدید میکند.

۴) با سفری هرچند گذرا به آسایشگاه‎‎های جانبازان یا بیمارستان‎هایی مثل ساسان به انسان‎‎هایی برمیخوریم که مصداقی کامل بری این وعده الهی هستند که در آیه ۵۴ سوره مائده فرمود: «‎ای کسانی که ایمان آورده‎اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، (به خدا زیانی نمی‎رساند؛ خداوند جمعیتی را می‎آورد که آن‎ها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مومنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آن‎ها در راه خدا جهاد می‎کنند و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هرکس بخواهد (و شایسته ببیند) می‎دهد؛ و (فضل) خدا وسیع و خداوند داناست». اینان نه از ما مزد زحمت می‎خواهند و نه اساسا همه دنیا را قابل سنجش با عظمت کار خویش می‎دانند و نه کار خود را در برابر لطف و عظمت الهی ذره‎ای به حساب می‎آورند تا بخواهند طلبکار باشند، اینان خوشنودند که برای خدا جهاد کرده‎اند و ملامت هیچ ملامتگری آنان را از درستی انتخاب راه طی شده و اراده آنان در تکمیل آن نخواهد کاست.

هرچند طبع آنان بلند است و خود را بدهکار به درگاه الهی می‎دانند و خوشنود از راه‎‎هایی هستند که خداوند بزرگ توفیق رهروی در آن را نصیبشان کرده است، ولی ما مسئولان نیز باید بفهمیم که مدیون جانثاری آنان هستیم و تکلیف گرانی نسبت به انجام وظیفه برای خدمتگزاری شایسته به آن‎ها داریم که غفلت از آن روزگارمان را تباه خواهد نمود، پس تا بسیار دیر نشده و راه بازگشت هنوز هست به این اسطوره‎‎های عزت و شرف توجه کنیم و آن‎ها را حداقل از درد‎ها و رنجهای‎شان خلاص کنیم تا مجددا بتوانیم به‎جانبازان و ایثارگران به‎عنوان چراغ‎‎های فروزان راه فرارو اقتدا نماییم. ان‎شاءالله

بدون دیدگاه


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *